X
تبلیغات
رایتل

.:. بید قرمز .:.

می نویسم تا فراموش نکنم، که بوده ام.

تبریک

سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1385 13:44 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 3 نظر چاپ

تبریک به مردم مسلمان لبنان، تبریک به خاطره به خاک نشاندن اسرائیل و تبریک به خاطره این همه پایداری و ایستادگی.

+++++++++++++++

من شنیدم تا آخر این هفته سیم کارتهای اصفهان رو می دن، کسی چیزی می دونه؟ این خبر اصلاً صحت داره یا نه؟

+++++++++++++++

 از آدمایی که همیشه خدا آه و ناله می کنن و همیشه می گن که بدشانسن بدم می یاد. این طور آدما واقعاً به ملت انرژی منفی می دن. من یه دوست دارم همیشه خدا شاکیه، همیشه می گه چقدر من بدشانسم، من که اصلاً شانس ندارم ، تو این کارم که قدم بر می دارم بازم نمی شه، چقدر فلانم چقدر بهمانم. دیگه یه موقع هایی حوصله منو سر می بره. فکر کنم هیچ وقت به این فکر نمی کنه که کاری را که انجام میده چرا اون نتیجه ای رو که می خواد ازش نمی گیره، فقط غر می زنه!این ادم به منم کلی انرژی منفی که میده هیچی، انرژی های مثبتمم ازم می گیره!! آخه چرا اینقدر بنده ناشکر!


 

پدر بزرگها و مادر بزرگها و خونه های قدیمیشون

چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1385 19:45 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 1 نظر چاپ

مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها برکتن. روابطشون هم با نوه هاشون خیلی قشنگه. خونه های قدیمیشون هم همینطور. اون وقتی که سر ظهر از یه محله قدیمی رد می شی که بهش می یاد ساکنان خونه مادر بزرگ و پدر بزرگ باشن یه بوی آب گوشت خوش مزه ای می یاد که به قول پسر دائیم دیگه شکم آدم داره به ادم فحش میده!! که چرا بهش رسیدگی نمی کنیم. یه خونه بزرگ با صفا، با یه تخته چوبی قدیمی وسط حیاط و یه بید مجنون بالای سرش. وقتی هم که عصرها حیاطو آب می پا شن بوی کاه گل بلند می شه و زیبایی های این طور خونه ها رو صد برابر می کنه. البته الان دیگه این طور خونه ها کمتره. مدتهاست که بتن جای کاه گلو گرفته. آپارتمان نشین شدن هم که دیگه زیبایی اون خونه های قدیمی و با صفا رو نداره. خونه های قدیمی دیگه کمتر به چشم می خوردن. اگرم از این خونه ها جایی پیدا بشه براش نقشه برج می کشنو از بیخو بن خرابش می کنن، طوری که وقتی از اون جا رد می شی، انگار نه انگار که یه روزی یه خونه هزار متری قدیمی اینجا بوده، خونه ای که صدای بازی بچه ها ازش می یومده و شادی رو به این خونه می اورده. خونه مامان بزرگه منو هم خراب کردن، البته نه به اختیار بلکه به اجبار. شهرداری پاشنه در خونه رو از جا کند تا بالاخره اونجا رو خرید. البته اون برای ساخت برج این کارو نکرد برای فضای سبز این کارو کرد. این خونه برای همه نوه ها خاطره بود،‌خاطره روز های قشنگه بچگی، خاطره ۷ سنگ بازی کردن با پسرهای فامیل که وقتی توپو می زدن بهمون خیلی درد می یومد! خاطره ی قایم موشک بازیها. خاطره اون حوض قدیمی که خیلی قشنگ بود. خاطره اون درخت گردوی کهنی که بابام می گن اینو یه کلاغ کاشته، فصل چیدنش که می شد همه نوه ها اونجا جمع می شدن و گردو می چیدن. خاطره سمنونی نذری که پخته می شدو همه فامیل اونجا جمع می شدن. اگه بخوام از همه خاطرات دوران بچگیم تو اون خونه بگم می شه مثنوی هفتاد من. پس همین جا دیگه ختمش می کنم.

خلاصه من که بزرگ شده اون خونه نبودم ولی خاطرات زیادی ازش داشتم.

من هم مادر بزرگها و پدر بزرگها رو دوست دارم هم خونه های قدیم شونو.

 

دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1385 20:02 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 3 نظر چاپ

میلاد با سعادت مولود کعبه، حضرت علی(ع) بر همه مسلمین مبارک.

شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1385 00:34 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 2 نظر چاپ

امروز نفرات برتر کنکور سراسری رو اعلام کردن. نمی دونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه، نفرات اول همه رشته ها دختر هستن. این عدم تعادل در شرکت کننده ها و صد البته در قبولیهای دختر و پسر جای نگرانی داره. خدا رحم کنه! من معتقدم تو همه چیز باید تعادل حفظ بشه.

++++++

من نمی دونم کیه می ره و وبلاگ های بچه ها رو پینگ می کنه؟! در صورتی که مطلب همون مطلب قبلیه و با یه عده از بچه ها هم که صحبت کردم خودشون هم بی اطلاع بودن از این موضوع. واقعاً شخصی که این کارو می کنه کار و زندگی نداره؟!

++++++

این سایت خیلی باحاله. می تونین هم کلاسی های قدیمی تونو هر جای ایران که بودین یا هستین پیدا کنین

http://www.sonycard20.com/hamkelasi.htm

جنگ

یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1385 22:53 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 2 نظر چاپ
اضطراب، ناراحتی، بلاتکلیفی، بی خوابی، خون، نشستن در عزای از دست دادن عزیزان و زجه زدن و... اینا همش پیامدهای جنگه. جنگی که آرامش رو از ادم می گیره. ما هم خودمون این روزها رو تجربه کردیم پس خیلی خوب می فهمیم که مردم مسلمان لبنان چه می کشن. خدایا کی این جنگ و خون ریزی ها تموم می شه. تموم به معنای واقعی! تمومی که دیگه دل هیچ مادری به واسطه ی جنگ در عزای بچش نباشه. خدایا آرامش رو به وجب وجب این کره خاکی هدیه کن.

دندون عقل

جمعه 6 مرداد‌ماه سال 1385 22:31 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 1 نظر چاپ
کاش من می فهمیدم فلسفه دندون در اوردن تو بزرگسالی چیه؟ اخه خداجون قربونت برم حکمتت از این دندون عقل چیه که من از درکش عاجزم؟! ۴ تا دندون عقل، هر کدون ۴ تا پایه، به ازای هر پایه یه هفته درد! دیگه امونمو بریده. به قول مامانم دندون عقل در نیومده خرابه باید کشید انداخت اون ور!