X
تبلیغات
رایتل

.:. بید قرمز .:.

می نویسم تا فراموش نکنم، که بوده ام.

زندگی دانشجویی

جمعه 8 آذر‌ماه سال 1387 15:56 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 9 نظر چاپ

کفر ادم در میاد وقتی بعد از یه عمری یه نوشته شونصد خطی بنویسی بعدش اینترنت قاطی کنه و کل نوشته هات بپره!! وووووووووووووووی 

دیگه حوصله ام نمی شه که همه اش رو بنویسم برای همین مختصر می نویسم! 

 

داشتم بابت تموم شدن این ترم که اخرین ترم خواهد بود(اگه خدا بخواد)،البته ترمی که من قسمت عمده اش رو به خاطر بیماری مامانم اصفهان بودم، غصه می خوردم تو رو خدا شمایی که همیشه خواننده غرغر های من بودین مشت حواله ام نکنین که اگرم حواله ام کنین حق دارین! ولی خوب چی کار کنم که تا یه چیزی رو دارم قدرش رو ندارم ولی باید بگم بیشترین سختی من به خاطر شرایط بد روحیم تو سال اول بود که خدا رو شکر بعدا فهمیدم چه طوری می تونم با اون استرس لعنتی کنار بیام و نذارم که به من مسلط بشه. زندگی دانشجویی با وجود سختیهای که داشت ولی از خوشی هاش هم نمی تونم بگذرم از شب نشینیهاش، گردش و تفریحها اکیپیش و ... . و خلاصه اینکه بگم این دوره که دو ماه دیگه می شه دو سال، یه دوره ماندگار تو زندگیم خواهد بود. دوره ای که توش خیلی چیزها یاد گرفتم مهمترینش، این بود که ظرفیتم زیاد شد و یاد گرفتم که چه طوری با مشکلات می شه کنار اومد.  

اگه مثل من زندگی دانشجویی دارین حتماً ازش کیف کنین و در کنار درسی که می خونین از لحظه هاتون برای گردش و تفریحم استفاده کنین که بعدها حسرتش رو نخورین.