X
تبلیغات
رایتل

.:. بید قرمز .:.

می نویسم تا فراموش نکنم، که بوده ام.

سه‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1388 11:39 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 6 نظر چاپ

استرس همیشه جزئی از زندگی ما ادمهاست. ولی اینکه این استرس به چه صورتی باشه و ما رو در چه جهتی سوق بده مهمه. اگه باعث پیشرفته ما بشه خوبه ولی اگه یه حس کرختی رو به وجود بیاره و مانع از انجام امور روزانه ما بشه یه حس منفی هستش. این روزها گرفتار استرسم. من یه دوره ای خیلی خوب تونستم از پس این مشکل بر بیام. الانم دارم همه تلاشم رو می کنم که این حس نذاره من از پا در بیام. به قول قدیمیا هر چه پیش آید خوش آید!  

التماس دعا

سه‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1388 08:03 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 1 نظر چاپ

یه مقدار کارهام گره خورده، برام دعا کنین!

شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1388 22:03 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 6 نظر چاپ

این قدر مشغله کاری زیاد شده. که دیگه کمتر فرصت وبلاگ خونی و وبلاگ نویسی پیدا می کنم. صبحها ساعت کاری از ۸ شروع می شه تا ۴:۱۵ بعد از ظهر. که عملاً صبحها ۶:۴۵ باید از خونه بزنم بیرون تا به سرویس برسم. عصر ها هم که ساعت ۵:۱۵ می رسم خونه. روزهای فردم که عصرها کلاس زبان دارم و ساعت ۸:۳۰ می رسم خونه. دیگه جنازه ام می رسه خونه!کلاس زبانم که این ترم خیلی جدی نگرفتم، یعنی نه اینکه نخوام جدی بگیرم، نه، وقت نکردم واقعاً وقتم خیلی کمه. این روزها خسته ام هستم. با اینکه اول ساله و تازه از تعطیلات عید برگشتیم ولی نمی دونم چرا این قدر بدنم کوفته اس. دلم 10 روز استراحت با آرامش می خواد!

سه‌شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1388 08:23 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 4 نظر چاپ

چه قدر دلم برات تنگ شده، چه قدر حسرت اینو می خورم که بچگیتو پیش ما نیستی تا با حرفهای قشنگ بچگیت ما رو بخندونی و با بودنت دلمونو شاد کنی. با وجود تکنولوژی جدید می بینیمت، ولی همه این ها مجازیه و هیچ وقت حس قشنگ بغل کردن و بوسیدنت رو به من نمی ده. چه قدر دلم می خواست با اون قدم های کوچولوت می تونستم در کنار هم راه بریم، ولی حیف، زندگی گاهی اوقات آدم ها رو با کیلومترها فاصله از هم قرار می ده. به هر حال امیدوارم هر جا که هستی سلامت باشی.

پنج‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1388 09:27 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 5 نظر چاپ

احساس می کنم محبت کردن فراموشم شده! احساس می کنم مدتهاست به کسی محبت نکردم! به کسی نگفتم دوستت دارم! از این حس مدت هاست فاصله گرفتم، و کمبودش رو احساس می کنم!

سه‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1388 09:01 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 2 نظر چاپ

چند روز پیش فکر می کردم به اینکه زندگی من تقسیم شده به مقاطع مختلف دو ساله! یعنی طی هر دو سال زندگی من وارد تغییرات جدیدی شدم، که اگه بخوام از دید مثبت به قضیه نگاه کنم باید بگم که اکثر این تغییرات مثبت بوده، پس من باز هم مثل همیشه امیدوارم که این تغییراتی که طی دو سال گذشته پیش اومد و سخت بود طی چند روز آینده که دوره دو ساله خودش رو تموم می کنه، به پایان برسه. انسان همیشه با امید زنده است.

شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1388 19:18 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 1 نظر چاپ

احساس خوبی دارم وقتی می بینم امین یه نفر هستم و این قدر روم حساب می شه. احساسی که ۴ سال پیش داشتم، خیلی لذت بخشه.