X
تبلیغات
رایتل

.:. بید قرمز .:.

می نویسم تا فراموش نکنم، که بوده ام.

دردودل

یکشنبه 8 آذر‌ماه سال 1388 22:33 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 7 نظر چاپ

چهار ماهه که دیگه سر کار نمی رم. کاری که پر از استرس باشه و با سیستم کاری مشکل داشته باشم برام عذاب اوره. برای همین تصمیم گرفتم که دیگه نرم. ولی کلاس زبان رو دارم ادامه می دم البته با توجه به وقفه ی سه ماهه ای که توش افتاد ولی دوباره شروع کردم. از اسفند پارسال که شروعش کردم به خودم قول دادم که دیگه این دفعه رهاش نکنم. از یه طرف بی کاری اذیتم می کرد و دیدم بهترین ستونی که می تونم نگهش دارم زبانه، از طرف دیگه هم قولی که به خودم داده بودم رو فراموش نکردم.

هفته پیش استادمون گفت چیزهایی که تو بزرگ شدن شما تاثیر داشتن چیا بودن؟ چند تا گزینه برای من موثر بوده، مهترینش خانواده بوده، بعدیش دوست خوب، دوستانی که تعدادشون به اندازه انگشتهای یه دست هم نمی رسه! ولی خیلی تاثیر گذار بودن برای من. گزینه بعدی سفر بود. همیشه عاشق سفر بوده و هستم. و دوست داشتم و دارم که جهانگرد بشم. همیشه به بابام می گفتم کاش می شد ادم 6 ماه اول سال کار کنه و 6 ماه دوم سال بره سفر. و گزینه اخر اینترنت بود. که از حدود 7 سال پیش باهاش اشنا شدم. قبلا هم گفتم که با چت کردن شروع کردم که همون چت کردن هم برای من تجربه ی خوبی بود. و وبلاگ خونی که لذت بخش ترین ساعتها رو باهاش سپری کردم. تمام ساعتهای تنهاییم بهترین غمخوارم بود. بودن در کنار دوستان مجازی و همراه بودن با نوشته هاشون برای من خیلی دوست داشتنیه. الان دیگه خیلی کمتر از قبل می یام اینجا ولی همیشه به دوستان قدیمیم سر می زنم و وقتی که با نوشته هاشون همراه می شم همون حس و حال قدیمی رو پیدا می کنم.