X
تبلیغات
رایتل

.:. بید قرمز .:.

می نویسم تا فراموش نکنم، که بوده ام.

دختری دلش شکست

پنج‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1386 23:53 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 6 نظر چاپ

دختری دلش شکست

رفت و هر چه پنجره رو به نور بود بست

رفت و هر چه داشت یعنی آن دل شکسته را

توی کیسه زباله ریخت، پشت در گذاشت

صبح روز بعد، رفتگر

 لای خاک روبه ها یک دل شکسته دید

ناگهان، توی سینه اش پرنده ای تپید

چیزی از کنار چشمهای خسته اش

قطره قطره بی صدا چکید

رفتگر برای کفتر دلش آب و دانه برد

رفت و آن تکه های دل شکسته را به خانه برد

سالهاست توی این محله با طلوع آفتاب

پشت هر دری یک گل شقایق است

چون که مرد رفتگر سالهاست که عاشق است.

عرفان نظر آهاری

هزار رنگ

سه‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1386 18:19 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 10 نظر چاپ

زندگی هزار رنگ داره، گاهی اوقات اون قدر رنگ تیره اش رو به آدم نشون می ده که، بهشت آدم می شه همون جایی که یه روزی جهنمش بود! و این یعنی فاجعه.

 

انار

چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 16:41 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 11 نظر چاپ

انار

اون نوشته نامفهومی که پایین، سمت چپ هستش آدرس وبلاگه! اینقدر ریز نوشتم که هیچی معلوم نیست! عکس از خودمه، از جایی کش نرفتم! 

همدم

پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 11:19 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 6 نظر چاپ

همدم ساعتهای تنهاییم، موریانه ای است که در بین چوبهای تختم جا خوش کرده!

جمعه 4 آبان‌ماه سال 1386 17:25 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 8 نظر چاپ

 

گل